
حتی اگر حال خواندن تاریخ هم نداشته باشیم، مرور همین «بیداری اسلامی» غنیمت است. بیداری اسلامی ملل مسلمان، تاریخی است که به جای گذشته، در همین زمان حال رخ میدهد. به روز بودن این فصل زیبای تاریخ، خواندش را راحتتر میکند. لازم نیست کتاب قطوری دست بگیریم؛ فقط کافی است اخبار را به خوبی و با دقت کمی بیشتر مرور کنیم، یعنی روزنامهای و به قولی ساندویچی، نخوانیم این اخبار را، بلکه کتابی و عمیق بخوانیم. خیلی از ما مثلاً افسوس میخوریم که چرا در فلان مقطع تاریخ، اعم از تاریخ اسلام و تاریخ ایران، حضور نداشتیم، لیکن، بعد از ما آیندگانی خواهند آمد که غبطه میخورند به ما که از نزدیک شاهد رویداد عظیم بیداری اسلامی هستیم. پس باید قدر این رخداد نیکو را بدانیم و از خدای منان، ممنون باشیم که عمر ما را با این زمان، هم زمان کرد. درباره بیداری اسلامی، اما «تحلیل» به عنوان نماد شعور، لابد بهتر از «تجلیل» به عنوان نماد شور است؛ هر چند که این دومی هم لازم است. سخنان رهبر انقلاب در همایش بیداری اسلامی، اما این هر دو را با هم داشت. آنچه برداشت من بود، بعد از مرور سخنان «آقا»، یکی این بود که باید این بیداری اسلامی را عمومی رصد کرد، نه جزئی. اگر چه بیداری اسلامی، مثلاً در مصر با آنچه که در لیبی رخ میدهد، قطعاً یکی نیست، لیکن موضوع بیداری اسلامی، موضوع ثابت و مسئله اصلی همه مسلمین است. باید در تحلیل این واقعه، پا را از مرزهای ساختگی و نقشههای جغرافیایی فراتر نهاد و به جای بررسی جزء به جزء، کلی نگر بود.
بیداری اسلامی، فی حد ذاته اثبات این نکته تا به امروز مغفول است، که ما در جهان اسلام، با چند کشور اسلامی مواجه نیستیم، بلکه با یک «امت واحده اسلامی» روبهرو هستیم. کاری که البته غربیها زودتر از ما انجامش دادند و با «یورو» به وحدت اقتصادی رسیدند و با «ناتو» به انسجام سیاسی. بگذریم که غرب به معنای اروپا، مرزهای جغرافیایی را هم به نفع یک «کلیت متحد» تخریب کرد تا اروپا، نه بهعنوان یک قاره با کشورهای مختلف، بلکه به مثابه یک کشور، با شهرهای مختلف مشاهده شود. نه! اشتباه نشود. نمیخواهم بگویم که مسلمین هم دقیقاً باید همین کار اروپاییها را به شکل کمی و ظاهری، تقلید کنند، اما محتوای کار دول غربی، چرا نباید در خاورمیانه رخ دهد؟!
بیداری اسلامی، گمانم اگر به خوبی توسط مسلمین و نخبگانشان مدیریت شود، میتواند در نیل به این مقصود کمک کند به جامعه اسلامی. نکته دیگری که نگارنده بعد از مطالعه سخنان رهبر به آن رسیدم، پرهیز از قضاوت عجولانه درباره تحولات مربوط به بیداری اسلامی است. گاهی ما، به خصوص ما جوانان که نه تاریخ را میخوانیم و نه سرد و گرم روزگار را چشیدهایم، با یک غوره، سردی مان میکند و با یک مویز، گرمازده میشویم. بگذارید مثال عینی و خیلی واضح بزنم. بعضی از ما بعد از تسخیر سفارت اسرائیل توسط جوانان مصری، خیال کردیم که دیگر کار اسرائیل تمام است و فردا نه پس فردا، نهایت تا هفته بعد، سقوط میکند رژیم غاصب قدس! اما همین ما، وقتی که دیوید کامرون و نیکلاسارکوزی را در لیبی دیدیم، سردیمان کرد و گمان خام کردیم که کار انقلاب لیبی، از اساس منحرف شد و همه چیز از دست رفت!
این همه در حالی است که در تعقیب یک حادثه تاریخی که در زمان حال دارد رخ میدهد، آنچه لازم و ضروری است، کمی صبر همراه با اندکی بصیرت است. نباید تنها به یک خبر، قناعت کرد و متأثر از سفر کلهگندههای اروپایی به لیبی، تصور کنیم که لااقل درباره لیبی، حق داریم اگر دلسرد شویم. آنچه از شوق زودگذر و دلسردی بی خود، مهم تر و واجبتر است، ایمان داشتن است به پیروزی. انقلابیون در کشور لیبی قطعاً و حتماً راضی نخواهند شد در نبود قذافی، زمام امور دست کسانی بیفتد که قذافیها را سر کار آوردهاند، اما باید به این عزیزان فرصت داد؛ حتی فرصت آزمون و خطا. از متن امت واحده اسلامی، لابد هیچ کس راضی به این نمیشود که انقلاب اسلامی و بیداری اسلامی، از مسیر اسلام، منحرف شود، اما در حاشیه این متن، هستند کسانی که هنوز هم دنبال نسخه غربی، برای علاج درد بومی میگردند. خوب است به موازات خوانش تاریخ بیداری اسلامی، نیم نگاهی به حوادث نخستین روزهای انقلاب اسلامی خودمان بیندازیم تا متوجه شویم که انقلاب، به همان اندازه که به شجاعت و شهادت و دلیری احتیاج دارد، به صبر و فرصتدادن به زمان و مداقه هم محتاج است. غوره و مویز، هر دو از محصول درخت انگور حاصل آمدهاند و به یک ریشه برمیگردند. اندکی سردی و گرمی اشکالی ندارد، اما آنچه برای شجره طیبه بیداری اسلامی در حکم ریشه است، فقط و فقط ایمان به خداست. دگر بار سخنان گهربار رهبر حکیم انقلاب اسلامی و «امام خامنهای» درباره بیداری اسلامی را بخوانیم تا متوجه شویم «ایمان به خدا و ایمان به وعده الهی» چقدر ملموس مهم، حیاتی و عینی است برای مردان بزرگ. لابد از همین رو است که ذات اقدس ربوبی در کتاب الله، ایمان آوردن را حتی به اهل ایمان، سفارش دوباره و موکد میکند و میگوید: یاایهاالذین آمَنوا، آمِنوا... ایمان بیاورید، ای کسانی که ایمان آوردهاید...